به گفته دکتر برگنستال، بزرگسالان مبتلا به دیابت نوع ۱ که از انسولین گلارژین استفاده می کردند، معیارهای پایش مداوم گلوکز را در ۱۲ هفته، مشابه افرادی که از انسولین دگلودک استفاده می کردند، داشتند.
در یک تجزیه و تحلیل از دادههای کارآزمایی InRange که در کنفرانس بینالمللی فناوریها و درمانهای پیشرفته برای دیابت ارائه شد، بزرگسالانی که از CGM به مدت ۲۰ روز استفاده کردند، زمان مشابهی در محدوده بین ۷۰ تا ۱۸۰ میلیگرم در دسیلیتر داشتند، صرفنظر از اینکه آیا آنها از انسولین گلارژین یا انسولین دگلودک استفاده میکنند. علاوه بر این، CGM بیش از سه برابر بیشتر از آنچه شرکت کنندگان از طریق قند پلاسمای اندازهگیری شده توسط خو افراد، موارد هیپوگلیسمی را تشخیص داد. دکتر ریچارد ام برگنستال، مدیر اجرایی پارک بینالمللی دیابت نیکولت و شرکای سلامت در مینیاپلیس، گفت که این یافتهها از استفاده از معیارهای CGM در آزمایشها بالینی حمایت میکنند. برگنستال در طی یک سخنرانی گفت: ” ما از CGM، زمان در محدوده و زمان پایین تر از محدوده در فعالیت های خود استفاده می کنیم. متغیرهایی مانند زمان در محدوده، زمان زیر محدوده و ضریب نوسانات چیزهایی هستند که ما هر روز برای هدایت درمان استفاده میکنیم، پس آیا زمان آن نیست که این معیارها در آزمایشها بالینی گنجانده شوند؟ ”
برگنستال و همکارانش ۳۴۳ بزرگ سال ۱۸ تا ۷۰ ساله مبتلا به دیابت نوع ۱ و HbA۱c بین ۷ تا ۱۰ درصد را برای شرکت در یک آزمایش چند مرکزی، تصادفی (میانگین سن، ۴۲.۸ سال، ۴۶.۶ درصد زنان) ثبت نام کردند. شرکت کنندگان به طور تصادفی به انسولین گلارژین ۳۰۰ U / ml (توجو، سانوفی؛ n = ۱۷۲) یا انسولین دگلودک ۱۰۰ U / ml (ترسیبا، نوونوردیسک؛ n = ۱۷۱) به مدت ۱۲ هفته اختصاص داده شدند. CGM ها به مدت ۲۰ روز در طول یک دوره اجرا قبل از تصادفی سازی و دوباره در طول ۲۰ روز پایانی دوره درمان استفاده شدند. میانگین گلوکز، شاخص مدیریت گلوکز(GMI)، زمان در محدوده (TIR) ، زمان در بالای محدوده و زمان در زیر محدوده جمعآوری شدند.
هیچ تفاوتی در نوسان گلوکز بین دو گروه وجود نداشت. گروه انسولین گلارژین میانگین گلوکز ۱۷۴٫۹ میلی گرم در دسی لیتر در ۱۲ هفته داشتند، مشابه میانگین گلوکز ۱۶۷٫۸ میلی گرم در دسی لیتر برای بزرگسالان دریافت کننده انسولین دگلودک. شاخص مدیریت گلوکز در ۱۲ هفته بین دو گروه مشابه بود.
در ۱۲ هفته، زمان در محدوده بین ۷۰ تا ۱۸۰ میلی گرم در دسی لیتر برای بزرگسالانی که انسولین گلارژین دریافت می کردند ۵۱٫۹ درصد و برای افرادی که انسولین دگلودک دریافت می کردند ۵۵٫۴ درصد، مشابه بود. این یافته ها زمانی که زمان فشرده تری در محدوده بین ۷۰ تا ۱۴۰ mg / dL مورد استفاده قرار گرفت، بدون تغییر بود. زمان بالاتر از محدوده و زمان پایینتر از محدوده نیز بین دو گروه مشابه بود. زمان در محدوده بین انسولین گلارژین و دگلودک در طول ساعات روز و شب یکسان باقی ماند.
نرخ هیپوگلیسمی ناشی از CGM با سطح گلوکز کمتر از ۷۰ میلی گرم در دسی لیتر، ۲٫۹ برابر بیشتر از میزان هیپوگلیسمی گلوکز پلاسما اندازه گیری شده توسط خود برای افرادی بود که از انسولین گلارژین استفاده می کردند و ۳٫۳ برابر برای افرادی که از انسولین دگلودک استفاده می کردند. این تفاوتها در طول ساعات شب شروع شد، که در آن میزان هیپوگلیسمی ناشی از CGM بیش از پنج برابر بیشتر از میزان هیپوگلیسمی اندازهگیری شده توسط خود گلوکز پلاسما بود.
برگستال گفت: ” شما انتظار دارید که این موضوع متفاوت باشد، اما مطالعات زیادی وجود ندارد که در واقع یک دوره زمانی مشابه را در نظر گرفته و هر دو مجموعه داده را برای مستند کردن آن جمعآوری کرده باشند. اگر می خواهید در مورد هیپوگلیسمی صحبت کنید، باید در مورد هیپوگلیسمی مبتنی بر CGM صحبت کنید، نه هیپوگلیسمی خود گزارش شده یا بر اساس گلوکومتر.”
در طول جلسه پرسش و پاسخ، برگنستال گفت که یافتهها میتواند شواهدی را ارائه دهد تا به مراکز نظارتی اجازه دهد تا معیارهای CGM را به عنوان نتایج اولیه برای آزمایشهای بالینی مورد استفاده قرار دهند.
برگنستال گفت: “این ابزاری است که اینجاست و ما برای مدیریت به آن وابسته هستیم. پس چرا نباید در دسترس باشد؟ “
منبع: healio














