میدانم که مردم منظور بدی ندارند و ممکن است من زیادی حساس باشم. اما وقتی امروز از مهمانی به خانه برگشتم به خاطر اینکه چند نفر در مهمانی در مورد چیزهایی که میخوردم نظر داده بودند کمی اذیت شدم و من و توبیاس فکر کردیم شاید جالب باشد اگر فهرست کوتاهی از چیزهایی تهیه کنیم که هرگز نباید به یک دیابتی بگویید.
این فقط یک خلاصه کوتاه از صدها اظهار نظر مختلفی است که افراد در مورد غذا خوردن من داشتهاند:
۱. آیا درست است که این را بخوری؟
بله! درست است. به همین دلیل است که دارم این کار را میکنم. و اگر درست هم نبود، من واقعا نیاز ندارم که شما مرا متوجه کنید که دارم زیادهروی میکنم.
۲. آیا میتوانی آن را بخوری؟
بله! میتوانم. همین حالا دیدی که این کار را کردم. میخواهی دوباره ببینی؟ اگر سعی داری در مورد دیابت من سوال کنی لطفا راهی پیدا کن که در آن عیب و ایراد گرفتن به غذا خوردن من نباشد.
۳. وای، تو باید واقعا گرسنه باشی؟
بله؟ یا اینکه من واقعا غذا را دوست دارم. شاید من یک اختلال جدی تغذیهای داشته باشم که تو با این اظهار نظر در مورد اینکه چقدر بخورم آن را بدتر کردی؟ خب چه میدانی شاید واقعا اینطور باشد، پس در مورد اینکه دیگران چقدر دارند غذا میخورند اظهار نظر نکن!
۴. تو خیلی لاغر/متناسب/سالم/خوب به نظر میرسی، بیشتر بخور.
جداً؟ آیا تو هیچوقت به کسی میگویی «تو خیلی چاق به نظر میرسی، کمتر بخور»؟ نه، نمیگویی. پس چه باعث میشود فکر کنی گفتن این حرف که بیشتر بخور کمتر بیادبانه است؟
۵. تو نمیتوانی نویسنده یک وبلاگ در مورد سلامتی باشی چون داری فلان چیز را مینوشی (من در یک مهمانی یک نوشابه رژیمی خوردم).
پس به این دلیل که من یک نوشابه رژیمی خوردم (یا ۴ تا)، صلاحیت ندارم در مورد سلامت و تناسب بنویسم؟ واقعبین باشید لطفا! این که من میدانم چه چیز سالم است معنایش این نیست که هیچ چیز به جز برگ کلم ارگانیک و آب خوردن نخورم.
جدای از شوخی، آیا میشود قبول کرد که در مورد چیزهایی که دیگران میخورند نظر نداد و غذایی را بر آنها تحمیل نکرد؟ اگر بخواهید در مورد تغذیه و سلامتی صحبت کنید من عاشق این هستم که در موردش با شما بحث کنم. این یکی از موضوعات مورد علاقه من است. پس بلافاصله مکالمه را با لحنی مودبانه شروع کنید طوری که نشان دهید میخواهید در مورد چیزهایی که شما باید بخورید صحبت کنید -نه در مورد چیزی که من دارم میخورم.
منبع: Diabetes Daily














