درمان دیابت نوع ۱ باید بر اساس ناهمگونی فیزیولوژی بیماری در میان بیماران تنظیم شود و از معیارهای HbA1c مبتنی بر جمعیت فراتر رود و به شاخص مدت زمان قند در محدوده هدف (TIR) برسد.
داده های T1D Exchange نشان می دهد که کمتر از ۳۰ درصد از افراد مبتلا به دیابت نوع ۱ به اهداف توصیه شده HbA1c می رسند و اکنون بسیاری از آنها BMI در محدوده اضافه وزن یا چاقی دارند. در حالی که برخی از بیماران از دستگاه های دیابتی توصیه شده که می تواند به دستیابی به اهداف درمانی کمک کند، استفاده نمی کنند .
خطر CVD در دیابت نوع ۱ بسیار بالا است؛ ابتلا به دیابت نوع ۱ قبل از ۱۰ سالگی با از دست دادن ۱۷٫۷ سال زندگی برای زنان و ۱۴٫۲ سال زندگی برای مردان در مقایسه با گروه شاهد مرتبط است.
” استراتژیهای فعلی ما کافی نیستند.” محرکهای مختلفی برای این کار وجود دارد. جمعیتهای به حاشیه راندهشده از لحاظ اجتماعی، استفاده کمتری از تکنولوژی دارند. هر چه تکنولوژی بیشتر استفاده شود، HbA۱c بهتر خواهد بود.
در درمان دیابت نوع ۱، پزشکان باید اهداف گلیسمی مانند زمان صرف شده در محدوده توصیه شده گلوکز، زمان صرف شده در محدوده زیر و بالاتر از آن، و همچنین کاهش وزن در افراد با BMI بالا، دسترسی عادلانه به فناوری و داروها و به حداقل رساندن عوارض مانند خطر CV را در نظر بگیرند.
زمانی که پاتوفیزیولوژی واقعی انسولین کافی همراه با گلوکاگون اضافی نباشد، پزشکان تمایل دارند که دیدگاه «انسولین محور» در مورد دیابت نوع ۱ داشته باشند.
داده ها نشان می دهد که افراد مبتلا به دیابت نوع ۱ در مقایسه با افراد بدون دیابت، ترشح گلوکاگون را در پاسخ به تست تحمل وعده های غذایی مختلط تنظیم نمی کنند. پراملینتید، شکل مصنوعی آمیلین، در مقایسه با دارونما، به کاهش سطح گلوکز و گلوکاگون در هنگام مصرف قبل از غذا همراه با انسولین کمک می کند. کارآزماییهای تصادفیسازی و کنترلشده بزرگ پراملینتید نیز نشان میدهد که با کاهش HbA1c و کاهش وزن همراه است، اگرچه عوارض جانبی میتواند شامل حالت تهوع خفیف، کاهش اشتها و هیپوگلیسمی شدید باشد.
تحقیقات برای درمان دارویی کمکی و خوراکی برای درمان دیابت نوع ۱ به دلیل هیپوگلیسمی و کتواسیدوز دیابتی (DKA) محدود شده است. با این حال، عوامل تایید شده برای دیابت نوع ۲ در دسترس هستند که می توانند هیپرگلیسمی پس از غذا را کاهش دهند و ممکن است در دیابت نوع ۱ مفید باشند.
آگونیست های گیرنده GLP – ۱، که در حال حاضر برای استفاده در دیابت نوع ۲ تایید شدهاند، میتوانند به طور بالقوه HbA۱c، وزن بدن و کاهش دوز انسولین را در دیابت نوع ۱ بهبود بخشند.
مهار کنندههای SGLT۲ بازجذب گلوکز کلیوی را کاهش میدهند و به طور مستقل پاسخ انسولین را بهبود نمیدهند. با این حال، داده ها حاکی از آن است که امپاگلیفلوزین با دوز پایین می تواند HbA1c را در دیابت نوع ۱، با یا بدون تحویل انسولین خودکار حلقه بسته هیبریدی، بهبود بخشد. سازمان غذا و داروی آمریکا تا کنون به دلیل نگرانی در مورد DKA، از تایید بازدارندههای SGLT۲ برای افراد مبتلا به دیابت نوع ۱ خودداری کردهاست. با این حال، فناوری های پایش پیوسته کتون که در حال حاضر در حال توسعه هستند، ممکن است به زودی امکان استفاده از آنها را فراهم کنند.
یک فعالکننده گلوکوکیناز کبدی، که به درمان انسولین بهینه اضافه شدهاست، همچنین نشانداده شدهاست که HbA۱c را در میان بزرگسالان مبتلا به دیابت نوع ۱ در طول یک آزمایش ۱۲ هفتهای بدون افزایش خطر هیپوگلیسمی، کاهش میدهد.
درمان اضطراری گلوکاگون نیز به طور قابلتوجهی بهبود یافتهاست. به جای کیت های پیچیده ای که نیاز به بازسازی پودر گلوکاگون دارند، گزینه های جدید و از پیش پر شده فرمولاسیون گلوکاگون مایع را می دهد که برای درمان دوره های شدید هیپوگلیسمی در دمای اتاق پایدار است.
ما به توسعه استراتژی های متعددی برای هدف قرار دادن قند خون، تغییرات قند خون، هیپوگلیسمی و دوز انسولین نیاز داریم که بتوان آن را با فیزیولوژی ناهمگن در نوع ۱ و ترجیحات فرد مبتلا به نوع ۱ تنظیم کرد.” ما همچنین به توسعه بیشتر فناوری های پایش مستمر کتون نیاز داریم تا ایمنی عوامل کمکی را افزایش دهیم که دوز انسولین را کاهش می دهند. این یکی از مشکلات عمده در پیشبرد این داروها در خطر کتوز و DKA بوده است. هنگامی که ما آن را در بازار داشته باشیم، می تواند به ما در پیشبرد این عوامل کمک کند.”
منبع: healio














