الگوهای غذایی مناسب و مصرف مواد مغذی دو عامل حیاتی برای مدیریت دیابت نوع ۲ هستند (T۲DM). این دو عمل با کاهش HbA۱c و بهبود گردش های گلیسمی پس از زایمان همراه بوده اند، که به طور قابل توجهی بیماری و مرگ و میر مرتبط با دیابت را کاهش می دهد.
مطالعات متعددی اثربخشی رژیم کمکربوهیدرات یا کمکالری را در کنترل T۲DM مستند کردهاند. در مطالعه جدید مجله پزشکی آمریکا، دانشمندان نشریات موجود مربوط به استراتژی های رفتاری موثر را که از خود مراقبتی دیابت بیماران حمایت می کنند، بررسی می کنند. هدف اصلی این بررسی، ارائه دستورالعملهای رژیمی مبتنی بر شواهد به متخصصان بالینی است که میتوانند برای بیمارانی که به دنبال مدیریت دیابت خود هستند، توصیه شوند.
مدیریت T۲DM
T۲DM می تواند به طور موثر با بهبود نتایج گلیسمیک مدیریت شود. یک معیار کنترل شدهبرای قند خون نه تنها نرخ مرگ و میر مرتبط با T۲DM را بهبود میبخشد، بلکه هزینه اجتماعی ابتلا به آن را نیز کاهش میدهد.
پایبندی شدید به توصیه های تغذیه ای، که در برابر پس زمینه اختلال عملکرد سلول بتای لوزالمعده و مقاومت به انسولین طراحی شده اند، می توانند به طور مثبت شاخص گلیسمی فرد را کنترل کنند.
در مورد مقاومت به انسولین، سلول ها ظرفیت کمتری برای استفاده از انسولین از خود نشان می دهند که منجر به افزایش سطح گلوکز می شود. سطوح گلوکز خون نیز زمانی که سلولها قادر به مهار تولید گلوکز کبد نیستند، افزایش مییابد.
در طول مقاومت به انسولین، انسولین بیشتری برای حفظ سطوح گلوکز مورد نیاز است که موجب افزایش تولید انسولین توسط سلولهای بتای لوزالمعده میشود. به تدریج هیپرگلیسمی زمانی رخ میدهد که تولید انسولین افزایشیافته نمیتواند سطح گلوکز خون را نرمال کند. یک فرد با T۲DM اغلب بین ۷۰ تا ۸۰ % عملکرد سلول بتا را از دست میدهد.
مداخلات مبتنی بر تغذیه برای مدیریت T۲DM
دو عنصر کلیدی مرتبط با مدیریت T۲DM دریافت مناسب مواد مغذی و فعالیت فیزیکی هستند. غذاهایی که شاخص گلیسمی یا بار گلیسمی بیشتری دارند به راحتی هضم می شوند و سطح گلوکز خون و تقاضای بعدی برای انسولین را افزایش می دهند. بنابراین، رژیم های غذایی کم گلیسمی سطح HbA۱c را در افراد مبتلا به T۲DM کاهش می دهند.
از نظر تاثیر تغذیهای، یکی از اجزای مهمی که سطح گلوکز خون بعد از غذا را افزایش میدهد، کربو هیدراتها هستند. کربو هیدراتها هضم میشوند و به گلوکز تجزیه میشوند. بنابراین کاهش مصرف کربوهیدرات باعث کاهش قند خون میشود.
کمتر از ۳۵ درصد از کالری دریافتی روزانه از کربوهیدرات ها به عنوان یک رژیم کم کربوهیدرات در نظر گرفته می شود. در حال حاضر، یک رژیم غذایی کمکربوهیدرات جایگزین رژیم غذایی کمچربی برای مدیریت T۲DM شدهاست. تحقیقات نشان داده است که رژیم های بسیار کم کربوهیدرات می توانند تا شش ماه به کاهش A۱c و کاهش وزن منجر شوند، اما نه بیشتر از ۱۲ ماه.
مصرف زیاد پروتئین پاسخ انسولین را بهبود می بخشد و بر میزان گلوکز بعد از غذا تأثیر می گذارد. مداخلات متمرکز بر تغذیه بر اساس زمان بندی وعده های غذایی، الگوهای غذا خوردن، انتخاب های غذایی و ترکیب مواد مغذی می تواند کنترل کلی قند خون را بهبود بخشد.
فعالیت فیزیکی مقاومت انسولین بافتها را کاهش میدهد و پاسخگویی به انسولین را بهبود میبخشد که متعاقبا نیاز به انسولین را از سلولهای بتای لوزالمعده کاهش میدهد. کنترل طولانیمدت سطوح T۲DM خطر عوارض و مرگ زودرس را کاهش میدهد.
پایبندی به رژیم غذایی کم کربوهیدرات با گذشت زمان کاهش یافت، که تحلیل را تنها برای ارزیابی تاثیر کوتاهمدت این مداخله محدود کرد. متخصصان تغذیه رژیمی ثبت شده (RDNs)می توانند بیماران را برای طراحی وعده های غذایی با تاثیر شاخص گلیسمی پایین حمایت کنند.
الگوهای خوردن و مدیریت T۲DM
الگوهای غذایی مختلفی، به ویژه مصرف رژیم غذایی مدیترانه ای، ارتباط مثبتی با مدیریت T۲DM داشته اند. یک رژیم مدیترانهای یک الگوی غذایی گیاهی است که شامل افزایش مصرف حبوبات، میوهها، غلات سبوسدار، سبزیجات، روغن زیتون، ادویه، آجیل، ماهی، پنیر و ماست است. این الگوی غذایی مصرف کمتر گوشت قرمز، غذاهای فرآوری شده و غلات تصفیهشده را تشویق میکند.
رژیم غذایی مدیترانه ای سرشار از فیبر است که باعث کاهش میزان قند خون پس از غذا می شود. علاوه بر این، جذب بیشتر فیتوکمیکال ها، به ویژه پلی فنول ها و مواد مغذی آنتیاکسیدان، خواص ضد التهابی را نشان میدهد.
مطالعات متعددی نشان دادهاند که الگوهای غذایی مدیترانهای سطح HbA۱c را کاهش میدهند، نیاز به داروهای دیابت را به تاخیر میاندازند، مقاومت انسولین را کاهش میدهند و به کاهش وزن در طول زمان کمک میکنند.
الگوهای غذایی گیاهی نیز با بهبود قند خون در ارتباط هستند. این الگوی غذایی سطح HbA۱c را حدود ۰.۴ % کاهش میدهد و سطح چربی خون را در بیماران با T۲DM بهبود میبخشد. الگوهای غذایی گیاهی با فیبر بالا و چربی اشباعشده پایین در ارتباط هستند که نه تنها شاخص قند خون را کاهش میدهند بلکه سطح کلسترول LDL را نیز کاهش میدهند.
میکروبیوم روده نیز متابولیسم میزبانها را کنترل میکند. افزایش سموم باکتریایی مشتقشده از روده و کاهش تولید اسیدهای چرب زنجیره کوتاه باکتریایی، برای مثال، باعث اختلالات متابولیک در T۲DM میشود.
رژیم غذایی غنی از فیبر و پروتئین های حیوانی کم، تنوع میکروبی روده را به خوبی افزایش می دهد. علاوه بر این، مصرف بیشتر پروتئین و چربی، تنوع باکتریایی را در روده افزایش می دهد، از جمله آنهایی که مقاومت به انسولین و T2DM را افزایش می دهند.
پری بیوتیک ها و پروبیوتیک ها از ترکیب و تنوع میکروبی سالم روده حمایت می کنند تا در نهایت نفوذپذیری و التهاب روده را کاهش دهند و متعاقباً حساسیت به انسولین را بهبود بخشند.
منبع: news medical














